• شماره ركورد
    14796
  • عنوان
    بررسي شاخصهاي زيستي-عصبي مرتبط با اختلال پانيك و تغييرات آنها در اثر درمان با TMS
  • سال تحصيل
    1402
  • استاد راهنما
    دكتر احسان دارستاني فراهاني
  • چکيده
    اختلال پانيك يك اختلال اضطرابي ناتوان‌كننده است كه با حملات ناگهاني‌ هراس‌شديد و تفسير نادرست مداوم حس‌هاي بدني مشخص مي‌شود. تحقيقات نوروفيزيولوژيكي به‌ طور فزاينده‌اي بر اختلالات پردازش حسي و شناختي در مراحل ابتدايي تمركز كرده‌اند تا آسيب‌شناسي اين اختلال را بهتر درك كنند. گذردهي‌حسي كه به‌عنوان سازوكار مغز براي فيلتر كردن محرك‌هاي غيرمرتبط شناخته مي‌شود، در حوزه‌هاي شنوايي و حسي‌ـ‌پيكري در بيماران مبتلا به اختلال پانيك مورد بررسي قرار گرفته است. اگرچه مطالعات مبتني بر پتانسيل‌هاي وابسته به رويداد اغلب تفاوت معناداري در شاخص‌هاي اوليه گذردهي مانند P50، N100 و P200 در مقايسه با كنترل‌هاي سالم گزارش نمي‌دهند، اما روش‌هاي پيشرفته‌تري مانند مگنتوانسفالوگرافي اختلالات آشكاري را در پردازش قشري نشان داده‌اند. يافته‌هاي تكميلي در حوزه حسي‌ـ‌پيكري نيز كاهش نوسانات گاماي قشر حسي اوليه و تضعيف ارتباط عملكردي با نواحي حسي ثانويه را نشان مي‌دهند. اين ناهنجاري‌ها نشان مي‌دهند كه در حالي كه گذردهي‌حسي در سطح رفتاري ممكن است سالم به نظر برسد، اما مكانيزم‌هاي مهاري قشري و ديناميك‌هاي نوساني در اختلال پانيك مختل شده‌اند. مطالعات الكتروانسفالوگرافي در حالت استراحت نيز از اين ديدگاه حمايت مي‌كنند و شواهدي از افزايش توان آلفاي نيم‌كره راست در قشر پيش‌پيشاني را ارائه مي‌دهند كه احتمالاً بازتابي از كاهش فعال‌سازي قشري و نقص در تنظيم از بالا به پايين اشاره داشته باشد. اين يافته‌ها با اختلال در مولفه‌هاي تغيير خودكار مانند Mismatch Negativity و پاسخ‌هاي عصبي افزايش‌يافته به تهديدات غيرقابل پيش‌بيني هم‌راستا هستند كه هر دو نشان‌دهنده اختلال در شناسايي خودكار تغييرات و هوشياري بيش از حد در اختلال پانيك هستند. علاوه بر اين، تفاوت‌هاي فردي در حساسيت به اضطراب، بيش از تشخيص صرف اختلال پانيك، با پاسخ‌هاي توجهي اوليه تقويت‌شده به تهديد مرتبط بوده است كه اهميت ويژگي‌هايي از ابعاد متفاوت را در درك آسيب‌پذيري شناختي را برجسته مي‌كند. با توجه به محدوديت‌هاي درمان‌هاي فعلي، نورومدولاسيون با تحريك عصبي غيرتهاجمي به عنوان رويكردي مكمل و نويدبخش مطرح شده است. روش‌هايي مانند تحريك مغناطيسي ترانس‌كرانيال توانسته‌اند به نرمال‌سازي فعاليت غيرعادي نواحي پيش‌پيشاني و جداري، كاهش برانگيختگي فيزيولوژيك و بهبود علائم مقاوم به درمان كمك كنند. پروتكل‌هاي شخصي‌سازي‌شده مبتني بر الكتروانسفالوگرافي كمي، اثربخشي بالايي در كاهش علائم اضطراب و افسردگي در بازه زماني نسبتاً كوتاه داشته‌اند. مجموع اين يافته‌ها، اهميت بررسي گذردهي‌حسي، ديناميك قشري و فرآيندهاي توجهي در اختلال پانيك را برجسته مي‌سازند و دلايل قانع‌كننده‌اي براي پيگيري نشانگرهاي زيستي‌‌ـ‌عصبي به‌عنوان ابزارهاي تشخيصي و اهداف درماني در تلاش مستمر براي درك و درمان اختلال پانيك فراهم مي‌آورند.
  • نام دانشجو

    اميرفرخ مالك

  • تاريخ ارائه
    5/28/2025 12:00:00 AM
  • متن كامل
    86866
  • پديد آورنده

    اميرفرخ مالك

  • تاريخ ورود اطلاعات
    1404/04/10
  • عنوان به انگليسي
    Investigating neurobiological indicators related to panic disorder an‎d their changes due to TMS treatment
  • كليدواژه هاي فارسي
    اختلال‌ پانيك , گذردهي‌حسي , مگنتوانسفالوگرافي , الكتروانسفالوگرافي , تحريك مغناطيسي ترانس‌كرانيال
  • كليدواژه هاي لاتين
    TMS , Panic Disorder , EEG , MEG , Sensory Gating