شماره ركورد
16721
عنوان
همترازي سيگنالهاي مغزي با كمك يادگيري عميق
سال تحصيل
1403
استاد راهنما
دكتر فاطمه زارعيان جهرمي
چکيده
تفاوتهاي فردي در سيگنالهاي EEG يكي از مهمترين موانع در توسعه سيستمهاي مختلفِ مبتني بر مغز، از جمله: تشخيص احساسات، تصور حركتي، پايش خستگي و رابطهاي مغز–رايانه است. اين تفاوتها باعث ميشوند مدلهاي يادگيري ماشين كه بر دادههاي محدود آموزش ديدهاند، در مواجهه با افراد جديد دچار افت عملكرد شوند. به همين دليل، پژوهشهاي اخير تمركز خود را بر يادگيري انتقالي و انطباق حوزه گذاشتهاند تا بتوانند نمايشهايي پايدار، قابلانتقال و مستقل از سوژه به دست آورند.
روشهاي جديدي همچون Latent Alignment، DANN-MAT، MSGDAN، CLUDA و GDANN نشان دادهاند كه همترازي ويژگيها در فضاي نهفته شبكههاي عميق، به جاي همترازي مستقيم سيگنال خام، ميتواند اختلاف ميان سوژهها را بهطور مؤثرتري كاهش دهد. برخي از اين روشها با استفاده از يادگيري تقابلي و چندين وظيفهي همزمان، ويژگيهاي مرتبط با احساس يا حركت را حفظ كرده و اطلاعات غيرمرتبط وابسته به سوژه را حذف ميكنند. گروهي ديگر با بهرهگيري از يادگيري مقايسهاي، شباهت نمايشهاي حاصل از سوژههاي مختلف را هنگامي كه با محركهاي يكسان روبهرو هستند افزايش ميدهند و بدين ترتيب بازنماييهاي يكپارچهتري ميآفرينند.
در كنار اينها، معماريهاي پيشرفته مانند: شبكههاي گرافي براي سازگاري با چيدمان متفاوت الكترودها، گام ديگري در جهت افزايش تعميمپذيري برداشتهاند.
نتايج بهدستآمده از مجموعهي گستردهاي از وظايف، از جمله تشخيص احساس، تصور حركتي، تشخيص خستگي، طبقهبندي مراحل خواب و P300، و روي دادههايي مانند SEED، SEED-IV، DEAP و مجموعههاي BCI، همگي بيانگر آن است كه اين روشها بهطور پايدار دقت و قابليت تعميم مدلها را در شرايط بينسوژهاي افزايش دادهاند. بهطور كلي، اين دستاوردها نشان ميدهند كه تركيب يادگيري انتقالي، انطباق حوزه و استخراج ويژگيهاي عميق، مسيري مؤثر براي غلبه بر چالش تفاوتهاي فردي در EEG و توسعه سامانههاي قابلاعتماد در كاربردهاي واقعي BCI فراهم ميكند.
نام دانشجو
مريم بابانژاد
تاريخ ارائه
12/10/2025 12:00:00 AM
متن كامل
89343
پديد آورنده
مريم بابانژاد
تاريخ ورود اطلاعات
1404/10/19
عنوان به انگليسي
Brain signals Alignment with deep learning