شماره ركورد
10689
شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
10689
پديد آورنده
پروانه شمس
عنوان
ارائه الگوريتم كارا براي اصلاح خطا در شبكه هاي IP/MPLS با استفاده از مسيرهاي پشتيبان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
برق - فن آوري اطلاعات - مخابرات امن
سال تحصيل
شهريور ماه 1391
تاريخ دفاع
شهريور ماه 1391
استاد راهنما
دكتر هادي شهريار شاه حسيني
چكيده
مديريت خطا در شبكه از جمله مباحث مهم مطرح شده در زمينه مديريت شبكه مي باشد كه به بررسي ميزان تاثير عوامل مختلف در رفع نواقص و بررسي كارايي شبكه و تأمين ذخاير براي سيستم هاي يك شبكه مي پردازد. در شبكه ها به منظور تحملپذيري بيشتر در برابر خرابي مسيرها، تلاش شده است كه داده هاي جريان بر روي چندين مسير پشتيبان بسط داده شوند. در اين حالت زماني كه خطا در شبكه اتفاق مي افتد، انتقال جريان داده روي مسير اصلي متوقف شده و مبدا، جريان داده را به روي مسيرهاي پشتيباني كه از پيش تعيين شدهاند ارسال ميكند. بعد از بازسازي مسير اصلي، از آنجايي كه اين مسير نسبت به ساير مسيرهاي موجود در شبكه داراي كمترين هزينه انتقال است، در روش هاي معمول، عموما تمامي جريان داده به روي مسيراصلي باز ميگردد. از طرفي به دليل احتمال خرابي مجدد مسير اصلي، بازگرداندن تمامي جريانهاي داده به مسير اصلي بعد از بازسازي لزوما مطلوب نميباشد. لذا در اين پروژه تلاش شده است كه هنگام خرابي مسير اصلي براي انتقال داده هاي آن بر روي دو مسير پشتيبان از الگوريتم سلسله مراتبي و متناسب با وزن بدست آمده براي هريك از مسيرها، جريان داده تقسيم گردد و همچنين درادامه بمنظور بدست آوردن تعداد جريان دادهاي كه پس از بازسازي به مسير اصلي برگردادنده ميشود شبكه توسط فرآيند تصميم گيري ماركف مدل ميشود تا متناسب با مشخصههاي هر مسير تعدادي از جريانهاي داده به مسير اصلي منتقل و مابقي بر روي مسيرهاي پشتيبان باقي بمانند. در فرآيند تصميم گيري ماركوف سه مولفه حالت، رخداد و كنش قابل تعريف است. تعداد جريان هاي داده در هر يك از مسير اصلي و مسيرهاي پشتيبان به عنوان حالت هاي مدل در نظر گرفته مي شود. وقايع يا رخدادهاي موجود در سيستم عبارتند از آمدن جريان داده جديد، اتمام جريان داده قبلي، ايجاد خرابي در مسير اصلي و رفع خرابي مي باشد. هر يك از وقايع موجود در سيستم به صورت توزيع پواسن با فاصله زماني نمايي در نظر گرفته ميشوند. كنش ها عبارتند از تعداد جريان هاي داده اي كه بايد از هر يك از دو مسير پشتيبان به مسير اصلي هنگام درست شدن مسير اصلي انتقال داده شود. در اين راستا، كنش بهينه كه همان تعداد مطلوب جريانهاي دادهاي كه بايد به مسير اصلي بازگردند بدست ميآيد. اين امر مديريت خرابي كارامدتر را منجر شده و هزينههاي شبكه (از بين رفتن بستهها، كليدزني و تأخير رسيدن بستهها به مقصد) را نسبت به روشهايي كه تمامي جريان داده را پس از بازسازي به مسير اصلي برميگردانند كاهش ميدهد.
واژههاي كليدي: بازسازي و مسيريابي مجدد، فرآيند تصميم گيري ماركوف، بهينه سازي و برنامه نويسي پويا، فرايند تحليل سلسلهمراتبي ، قابليت بازيابي، يادگيري تقويتي