• شماره ركورد
    11482
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    11482
  • پديد آورنده

    هانيه صفري اصل

  • عنوان
    مركز آفرينش هنرهاي كاربردي (با رويكرد پرورش خلاقيت)
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • رشته تحصيلي
    معماري و شهرسازي
  • سال تحصيل
    شهريور 1390
  • تاريخ دفاع
    شهريور 1390
  • استاد راهنما
    دكتر مردمي
  • چكيده
    مركز هنرهاي كاربردي مكاني براي آشنا كردن هر چه بيشتر جوانان و نوجوانان با توانايي‌ها و استعدادهاي هنريشان، تمايل به شركت در كار گروهي، افزايش اعتماد به نفس، ايجاد حس امنيت، آزادي و انتخاب و... در هنگام اوقات فراغت آنان مي‌باشد. گذراندن اوقات فراغت مي‌تواند عرصه‌هاي مختلف جسمي، رواني، فردي، جمعي، خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و بين‌المللي را در بر گيرد. چنين مركزي مي‌تواند كمبودهاي آموزشي موجود در مدارس و دانشگاه‌هاي كشور را جبران نمايد و مكاني براي پرورش خلاقيت هنري آنان به حساب آيد. فعاليت‌هايي كه در اين مركز انجام خواهد شد شامل: آشنايي با رشته‌هاي هنر كاربردي در موزه اين مركز و گالري‌هاي موقت آن، برگزاري جشنواره‌ها و نمايشگاه‌هاي داخلي و بين‌المللي براي آشنا كردن مردم با هنر دنيا و نيز معرفي هنر ايراني به ساير كشورها، ايجاد محيطي كه هنرمندان و نيز جوانان علاقه‌مند به هنر بتوانند اوقات فراغت خود را بگذرانند و يا براي انجام كارهاي هنري خود حضور يابند، برگزاري كلاس‌هاي آموزشي براي جوانان و نوجوانان علاقه‌مند، استفاده از كتابخانه تخصصي هنر كه شامل بخش كتاب‌هاي عمومي هنر، مجلات، كتاب مرجع و بخش مولتي مديا است و... . مخاطبين اين مركز، جوانان و نوجوانان و كليه علاقه‌مندان به هنر مي‌باشد. به طور كلي بايد قبول داشته باشيم كه نسل جوان يك كشور بايد فرهنگ و راز زندگاني نياكان خود و همچنين تكامل تدريجي شيوه‌هاي گوناگون هنر كشور خويش را طي قرون متمادي در مكان‌هايي كه به آن‌ها نام موزه اطلاق مي‌نماييم جستجو نمايند، از راه همين موزه‌هاست كه ما به نيروي خلاقانه‌ي پدران هنرمند خود واقف مي‌شويم و با رؤيت اشياء خواهيم فهميد كه نحوه‌ي تفكر و انديشيدن آنان در چه راهي بوده و يا چه پديده و انگيزه‌هايي الهام بخش آنان قرار گرفته و يا آرايش و ظواهر آن‌ها چگونه بوده است. اشياء يك موزه مطمئن‌ترين اسناد تاريخ اجتماعي و هنري يك قوم يا يك كشور محسوب مي‌گردد و ما بدان وسيله مي‌توانيم درك نماييم كه يك قومي در چه پايه و درجه‌اي از تمدن قرار داشته است، آن روايت تاريخي كه به وسيله‌ي مورخين وقت در كتاب‌ها منعكس شده است خواندني است ولي گاهي همان روايت آدمي را از حقيقت به دور مي‌دارند در صورتيكه رؤيت و لمس اشياء موزه هر گونه شك و شبه اي را محو و نابود مي‌سازد و از معماي زندگي گذشته‌ي پدران ما پرده بر مي‌دارد. همان‌طور كه كشف چند قطعه قاليچه راز هنر قالي بافي ايران را در 2500 سال قبل فاش ساخت، به همان ترتيب هنرهاي ملي معاصر نيز راز زندگي و طرز تفكر مردمان كنوني كشور را در دسترس نسل‌هاي آينده قرار خواهد داد، و از اينجاست كه ما به اهميت موزه هنرهاي ملي واقف شده و گسترش روز افزون آن‌را در جامعه خود خواستار مي‌شويم.