شماره ركورد
12547
شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
12547
پديد آورنده
رضا پيروزي
عنوان
مطالعه و تحليل تطبيقي روند تشكيل شبكه قطب هاي شهري (متروپلي زاسيون) مقايسه محورهاي شرقي مناظق كلان شهري تهران و پاريس
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
معماري و شهرسازي - برنامه ريزي منطقه اي
سال تحصيل
شهريور ماه 1392
تاريخ دفاع
شهريور ماه 1392
استاد راهنما
دكتر رضا خيرالدين
چكيده
چكيده
با توجه به تعاريف متفاوت در ادبيات مرسوم براي مفهوم كلان¬شهري شدن؛ در پژوهش حاضر براي جلوگيري از بهره¬گيري نابجا از واژه¬ها و مفاهيم مشابه ، روند تشكيل شبكه قطب¬هاي شهري(متروپلي¬زاسيون) به عنوان روندي قابل بررسي در دو مقوله ¬ي رشد و توسعه انتخاب شده¬است.بررسي روند منطقه كلان¬شهري تهران، الگويي تازه از رشد را نشان مي¬دهد كه معرف شكل¬گيري نقاط سكونت¬گاهي جديد بدون پيمودن روند كلان¬شهري است. بادر نظر نگرفتن سياست هاي آمايش سرزميني، تمركز فعاليت، سرمايه و جمعيت و در نتيجه مهاجرت هاي فراوان به پايتخت، مادرشهر به هسته اي همچون غده¬ي سرطاني، در حال رشد و غير قابل كنترل تبديل شده است. در پژوهش حاضر با انتخاب منطقه¬ي كلان¬شهري پاريس براي مقايسه با روند منطقه¬ي تهران، به يافتن پاسخ به سوال¬هايي در مورد «وجوه تمايز و تشابه برنامه¬ريزي و تفكر براي دو منطقه به ويژه در محور شرقي با تاكيد بر پيامدها» پرداخته شده¬است. براي توصيف و پيگيري مناسب روند دو منطقه و پاسخ به سوال¬هاي پژوهش، روش تحليل به شيوه مقايسه¬ي تطبيقي از طريق تحليل محتواي برنامه¬ها و روندهاي دو نمونه با تطبيق سير تحولات استفاده شده است.بر اساس تحليل تطبيقي در اين پژوهش، شباهت¬هايي در ايده¬هاي اوليه برنامه¬هاي توسعه دو نمونه براي حركت از تمركز به سوي تعادل منطقه¬اي وجود دارد، در حالي كه اجراي آنها كه مستلزم تعريف مرزهاي عملكردي جديد براي مديريت منطقه¬اي بوده، در نمونه-ي تهران ناديده گرفته شده است. در مقايسه¬ي محور شرقي دو منطقه، شباهت نگرش ايجاد شهر جديد، با پيامدهاي متفاوت ناشي از نگاه لكه¬اي در مورد سكونت¬گاه¬هاي شرقي تهران همچون شهر جديد پرديس در مقابل رويكرد پهنه¬اي و منطقه¬گراي محدوده¬ي جديد مارن-لا-وله با تعيين مرزهاي مديريتي جديد همراه بوده است.
با توجه به ويژگي¬هاي الگوي جديد در منطقه كلان¬شهري تهران، هسته اصلي تمركز (غده سرطاني) در فاصله¬هاي دور دست خود و بدون همجواري، دست¬يازي مي¬كند. پيدايش پهنه¬هايي مانند مشا، آبسرد و گيلاوند در شهرستان دماوند در محور شرقي منطقه¬ي تهران كه هيچ ارتباط فضايي مشخصي با هسته¬ي اصلي ندارند و در عين حال متاثر از جريان¬هاي قوي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن مي¬باشد، از اين دست به شمار مي¬آيد. با توجه به اينكه تحليل اين گونه گسترش با الگو هاي تحليل فضايي مرسوم و موجود امكان پذير نيست و شباهت اين الگو با گسترش غدد سرطاني در بدن انسان، از چارچوب "رشد متاستاتيك" در علوم پزشكي براي تعيين اين نوع گسترش فضايي در منطقه كلان¬شهري استفاده شد. با توجه به امكان بروز اين گونه در نقاط ديگر ايران و جهان، اين مطالعه مي تواند راهي براي تحليل دقيق الگوهاي گسترش در آنها و آغازي براي اصلاح برنامه ها، الگوها، شرح خدمات و حتي روش هاي جمع آوري اطلاعات براي مديريت كلان¬شهري آتي به حساب آيد.
واژه¬هاي كليدي: كلان¬شهري شدن، شهر- منطقه جديد، متاستاز (فراگستري)، تهران، پاريس