• شماره ركورد
    14232
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    14232
  • پديد آورنده

    ترانه سعيدي

  • عنوان
    طراحي مدل عوامل كليدي مؤثر بر توانمندسازي كاركنان مطالعه موردي: كاركنان بيمارستان بهمن
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • رشته تحصيلي
    مديريت اجرايي - استراتژي
  • سال تحصيل
    فروردين ماه 1394
  • تاريخ دفاع
    فروردين ماه 1394
  • استاد راهنما
    دكتر سيامك نوري
  • استاد مشاور
    دكتر علي بنيادي نائيني
  • دانشكده
    صنايع
  • چكيده
    چكيده هدف اين تحقيق با عنوان « طراحي مدل عوامل كليدي مؤثر بر توانمندسازي كاركنان بيمارستان بهمن»، شناسايي و اولويت بندي عوامل مؤثر بر توانمندسازي كاركنان بيمارستان بهمن و در نهايت ارائه مدلي براي توانمندسازي اين مجموعه است. اين تحقيق از نقطه نظر هدف كاربردي است و از جهت جمع آوري داده ها (طرح تحقيق) از نوع توصيفي- پيمايشي و مطالعه موردي است. ابزار گردآوري اطلاعات در اين تحقيق، رجوع به اسناد ، مدارك ، مقالات و پرسشنامه اي با 5 سؤال جمعيت شناختي و 54 سؤال اختصاصي بود كه براي اندازه گيري آزمودني ها از طيف پنج گزينه اي ليكرت استفاده شد. در اين پژوهش، به منظور طراحي پرسشنامه و روايي آن سؤا لهاي پرسشنامه بر مبناي دو پرسشنامه استاندارد توانمندسازي اسپريتزر و ميشرا، اصول و مباني نظري توانمندسازي كاركنان، پژوهشهاي مشابه و نظرات اساتيد و متخصصان امر طراحي شد. سپس به منظور سنجش پايايي پرسشنامه، پرسشنامه ها بين 30 نفر از نمونه آماري توزيع شد و ضريب آلفاي كرونباخ محاسبه گرديد كه با توجه به آنكه ضريب آلفاي كرونباخ بيشتر از 70% نشان دهنده پايايي مناسب ابزار پژوهش است، اين پرسشنامه با پايايي مناسب تشخيص داده شد(95%= α) و پرسشنامه نهايي بعد از اين مرحله توزيع شد. جامعه آماري اين تحقيق كليه كاركنان بيمارستان بهمن مي باشند (730=N ). براي انتخاب نمونه به روش نمونه گيري تصادفي مطابق جدول مورگان تعداد 250 نفر كافي مي باشد ولي براي اطمينان بيشتر، 285 مورد از 300 پرسشنامه توزيع شده براي تجزيه و تحليل آماري مناسب تشخيص داده شد. به منظور تجزيه وتحليل اطلاعات از نرم افزار اس پي اس اس استفاده شد. با توجه به اينكه موضوع پژوهش كيفي بوده و داده هاي جمع آوري شده رتبه اي بوده اند از آزمون ناپارامتريك كولموگروف-اسميرنوف (KS)، آزمون كفايت نمونه گيري (شاخصKMO ) و آزمون بارتلت استفاده شد. همچنين براي بررسي اختلاف معنادار ميانگين توانمندسازي در بين دو گروه جامعه از آزمون t دو نمونه مستقل و براي بررسي تفاوت ميانگين توانمندسازي در بين بيش از دو گروه جامعه از تحليل واريانس يكطرفه (ANOVA) و آزمون LSD استفاده گرديد. در نهايت، به منظور طراحي مدل ساختاري از نرم افزار ليزرل و تكنيك هاي تحليل عاملي تأييدي و معادلات ساختاري استفاده شد. نتايج نشان مي دهد كه از بين هفت فرضيه موجود، تنها پنج فرضيه تأييد شد و براساس آنها در بين عوامل مؤثر بر توانمندسازي كاركنان بيمارستان بهمن، انگيزه، اعتماد و مهارت به ترتيب بيشترين ميزان همبستگي و اثرگذاري را با توانمندسازي كاركنان داشتند. دو عامل تيم سازي و مشاركت گروهي و تفويض اختيار فاقد ارتباط معنادار با توانمندسازي تشخيص داده شدند و فرضيه هاي مربوط به آنها مردود گرديد. همچنين كليه شاخصهاي برازش مدل در دامنه قابل قبول بودند و تأييد شدند. بنابراين مدل از برازش مناسبي برخوردار است. واژه‌هاي كليدي: ابعاد توانمندسازي روانشناختي،كاركنان بيمارستان، اعتماد، انگيزه، ارتباطات.