• شماره ركورد
    15415
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    15415
  • پديد آورنده

    درنا عشرتي

  • عنوان
    كاربست رويكرد "منظر شهري تاريخي" در طراحي شهرينمونه موردي محدودهي خيابان چهارباغ شمالي شهر شيراز
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • رشته تحصيلي
    معماري - طراحي شهري
  • سال تحصيل
    نيمسال اول 1394-1395
  • تاريخ دفاع
    نيمسال اول 1394-1395
  • استاد راهنما
    دكتر اسماعيل شيعه
  • چكيده
    چكيده شهر به مثابه‌ي يك مخلوق فرهنگي كه جايگاه عميق‌ترين و پيچيده‌ترين تعاملات انساني با خرد اكوسيستم در گذر زمان است را از زواياي مختلف مي‌توان مورد بررسي قرار داد و از هر زاويه لايه‌اي از لايه‌هاي در هم تنيده و پيچيده‌ي آن را آشكار كرد، رويكرد منظر شهري تاريخي با نگاهي كل‌نگر در پي بررسي محصول برهم‌كنش دو مؤلفه‌ي فرهنگ و طبيعت در گذر زمان در بستر شهر مي‌باشد. اين رويكرد شاخه‌‌ي جديدي در علم نيست بلكه چيدماني تازه از اطلاعات قبلي است كه از رويكرد منظرين در نگرش به شهر تاريخي حاصل گرديده است؛ منظر شهري تاريخي به عنوان يك اصطلاح بيشتر حفاظتي براي نخستين بار در سال 2005 در كنفرانس وين طرح گرديد؛ پس از آن در توصيه‌نامه‌ي يونسكو مصوب سال 2011 م توسعه يافت. بر اساس اين سند، رويكرد منظر شهري تاريخي اهداف حفاظت ميراث شهري و توسعه را ادغام مي‌كند و ريشه در يك رابطه ي متوازن و پايدار بين محيط شهري و طبيعي و همچنين بين نيازهاي نسل‌هاي كنوني، آينده و ميراثي كه از گذشتگان باقي مانده ‌است، دارد. پژوهش حاضر در پي پاسخ به اين پرسش است كه چگونه مي‌توان با رويكرد منظر شهري تاريخي به طراحي شهري در دروه‌ي معاصر پرداخت. روش تحقيق بر مبناي محتواي پرسش اصلي پژوهش از نوع كيفي برگزيده مي‌شود و با بهره‌گيري از راهبرد استدلال منطقي و تكنيك تحليل محتوا و استنتاج منطقي تلاش دارد تا ضمن بازخواني مكتوبات معتبر ملي و بين‌المللي و نظريه‌ها به واكاوي محتوايي آن‌ها بپردازد. در فصل نخست با "بيان كليات پژوهش" مسير براي "بررسي مباني نظري بازخواني و واكاوي متون مرتبط با مفهوم منظر شهري تاريخي" از نقطه نظر صاحب‌نظران، اسناد و كنوانسيون‌هاي بينالمللي در فصل دوم هموار مي‌گردد؛ فصل سوم به "سوابق موضوع در ايران و جهان" مي‌پردازد. فصل چهارم "بررسي نمونه‌ي مورد مطالعه: محدوده‌ي خيابان چهارباغ شمالي شهر شيراز" مي‌باشد. "شيراز" شهري است كه در طول تاريخ هماره به باغ‌هاي آن معروف بوده است. دو بنيان طبيعي و فرهنگي به عنوان بنيان‌هاي اصلي شكل‌دهنده به باغشهر شيراز مي‌باشد. قدرت اين بنيان‌ها تا حدي است كه شايد بتوان گفت باغ با زندگي مردم عجين شده است. يكي از وجوه تبلور باغ در سازمان فضايي شهر شيراز دو خيابان چهارباغ بوده است كه عليرغم اهميت بسيار، كمتر شناخته شده و از اين رو در طرح‌هاي شهري معاصر مغفول مانده است. در دوره‌ي صفوي دو خيابان چهارباغي در شيراز شكل گرفت: يك خيابان از مركز تاريخي به سمت شمال، و ديگري از مركز تاريخي به سمت غرب كه هر دوي آن‌ها در خارج از حصار تاريخي شهر قرار داشته‌اند و علي‌رغم كم توجهي‌هايي كه از دوران پس از صفوي به اين دو خيابان گرديده است به خصوص توسعه‌هايي كه از دوران پهلوي آغاز و تا زمان معاصر نيز ادامه داشته است، همچنان آثاري از آن به چشم مي‌خورد. هر چند اين دو خيابان در محدوده‌ي حصار تاريخي شهر واقع نيستند اما نقش مهمي در منظر شهري تاريخي شيراز ايفا مي‌نمايند چرا كه فرآيند شكل‌گيري آن ها هم در معنا و هم در كالبد منطبق با بنيان‌هاي شكل‌دهنده به منظر شهري تاريخي بوده است. بررسي خيابان چهارباغ شمالي به عنوان نمونه‌ي مورد مطالعهي اين پژوهش نشان از آن دارد كه اقداماتي كه در اين محدوده صورت مي‌پذيرد، در پيوند بايسته‌اي با شهر درون حصار تاريخي نمي‌باشد. به بيان ديگر در بهترين شرايط ارزش‌هاي آن به مثابه‌ي يك محدوده‌ي مجزا شناسايي مي‌گردد و در نتيجه برنامه‌ريزي، طراحي و اجرا در اين خيابان با سطح پايين‌تري از حساسيت نسبت به محدوده‌هاي داخل حصار تاريخي شهر صورت مي‌گيرد. اين در حالي است كه خيابان چهارباغ شمالي در واقع پيونده‌ دهنده‌ي شهر درون به حصار تاريخي به مهمترين ورودي شيراز يعني دروازه قرآن مي‌باشد و مي‌توان آن را مهمترين كريدور تاريخي در شيراز دانست؛ شناخت اندك و جزءنگر از اين خيابان، كاربست خوانش تاريخي آن در طراحي شهري معاصر را با اشكالات اساسي روبرو ساخته است. براي پر كردن اين شكاف به بررسي گسترده‌ي اين خيابان در متون تاريخي در دوره‌هاي مختلف تاريخي و عناصر آن پرداخته شده است؛ به اين ترتيب اين فصل به بررسي نمايانگرهاي كيفيات محيطي خيابان چهارباغ شمالي شيراز مي‌پردازد كه در آن ميان دو نمايانگر زمان و منظر كه به واسطه‌ي رويكرد منظر شهري تاريخي از اهميت بيشتري برخوردار مي‌باشند، مورد توجه ويژه قرار گرفته‌اند. ماحصل اين فصل و همچنين دو فصل پيشين در پنجمين فصل با عنوان"تجزيه و تحليل" ارائه گرديده است. در ششمين و آخرين فصل با توجه به سنجش وضعيت و فرآيند طراحي انجام شده مبتني بر رويكرد منظر شهري تاريخي، پردازه‌هاي موضعي، موضوعي و حوزه‌اي در محدوده‌ي خيابان چهارباغ شمالي شيراز تعريف شده‌اند كه اسناد طراحي نمونه‌هايي از آن در انتهاي فصل شش ارائه گرديده است. اميد كه دانش امروز از شهر بتواند در مسير خود از افتراق مرسوم فاصله گرفته تا در نگاهي كل نگر، شهر به مثابه‌ي يك پديده‌ي يكپارچه در زمان و مكان مورد بازشناخت، مديريت، حفاظت و طراحي قرار گيرد. واژگان كليدي: منظر شهري تاريخي، طراحي شهري، خيابان چهارباغ شمالي، شيراز، حفاظت شهري.