• شماره ركورد
    16055
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    16055
  • پديد آورنده

    محمد علي‌حيدري بيوكي

  • عنوان
    طراحي يك مدل تركيبي به منظور رتبه‌بندي اعتباري گروه‌هاي صنعتي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • رشته تحصيلي
    مديريت سيستم وبهره وري
  • سال تحصيل
    اسفند ماه 1394
  • تاريخ دفاع
    اسفند ماه 1394
  • استاد راهنما
    دكتر سيامك نوري
  • استاد مشاور
    دكتر سعيد يعقوبي
  • دانشكده
    صنايع
  • چكيده
    چكيده اين تحقيق به دنبال طراحي يك مدل ذهني- عيني است كه با كمك آن بتوان داده‌هاي گروه‌بندي را رتبه‌بندي نمود به طوريكه در نتايج، اثرات گروه نيز در نظر گرفته شود. از منظر كاربردي، اين تحقيق براي رتبه‌بندي متقاضيان تسهيلات بانكي استفاده شده است. از آنجا كه استفاده از تسهيلات بانكي براي شركت‌ها يك اهرم مالي به حساب مي‌آيد، از اين رو هرچه تعداد توليدكنندگان افزايش يابد، تقاضا براي اعتبارات بانكي نيز افزايش مي‌يابد. لذا بانك‌ها با اين مساله روبرو مي‌شوند كه چه ساختاري را براي انتخاب واجد شرايط‌ترين متقاضي به كار گيرند تا از يك سو با كمترين ريسك مواجه شوند و همچنين اين اطمينان را داشته باشند كه مشتريان انتخابي، بيشترين عايدي را خواهند داشت. طراحي يك ساختار مناسب براي اعتبارسنجي مشتريان، ابزاري است كه براي رسيدن به اين هدف الزامي خواهد بود. يكي از مشكلاتي كه بانك‌ها به منظور اعتبارسنجي و رتبه‌بندي مشتريان خود با آن روبرو هستند، تفاوت در ساختار مالي و عملكردي مشتريان در صنايع و بخش‌هاي اقتصادي مختلف است. در حال حاضر روش‌هاي زيادي براي اعتبارسنجي وجود دارد كه هر يك از اين روش‌ها داراي كاستي‌هايي است كه به طور كامل جوابگوي نياز كنوني بانك‌ها نيست و لازم است تا تركيبي از روش‌ها به كارگرفته شود. بنابراين اين پايان نامه به دنبال ارائه مدلي تركيبي جهت اعتبارسنجي مشتريان است. اين تحقيق با تركيب مدل تحليل پوششي دادها به عنوان يك مدل عيني و مدل فرآيند تحليل سلسله مراتبي به عنوان يك مدل ذهني اين امكان را مي‌دهد تا بسياري از قضاوت‌هاي كارشناسان خبره را بر روي امتياز نهايي اعمال نمود. براي نشان دادن اثربخشي و امكان‌پذيري اجراي مدل، از اطلاعات 81 شركت متقاضي تسهيلات بانكي، استفاده شده و براي بخش ذهني آن، نظرات كارشناسان خبره اخذ شده است. نتايج حاصل از اجراي مدل نشان مي‌دهد كه عدم استفاده از مدل تلفيقي ممكن است اولويت‌بندي صحيحي را در خصوص شركت‌هاي متقاضي تسهيلات ارائه ندهد به طوريكه اين مساله در خصوص شركت‌هاي كشاورزي، مشهود‌تر است و در مقابل مدل پيشنهادي با تلفيق دو رويكرد ذهني و عيني، اولويت‌بندي عادلانه‌تري را ارائه مي‌دهد. واژه‌هاي كليدي:رتبه‌بندي اعتباري، تحليل پوششي داده‌ها، فرآيند تحليل سلسله مراتبي، مدل‌هاي ذهني و عيني.