شماره ركورد
17561
شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
17561
پديد آورنده
كريم رهنما
عنوان
شناسايي و اولويت بندي عوامل پيش برنده شركت هاي دانش بنيان با رويكرد اقتصاد مقاومتي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
مديريت تكنولوژي - استراتژي هاي توسعه صنعتي
تاريخ دفاع
شهريور 1395
استاد راهنما
دكتر علي احمدي
استاد مشاور
دكتر عليرضا معيني
دانشكده
مهندسي پيشرفت
چكيده
چكيده
شركت¬هاي دانش¬بنيان، شركت¬هاي خصوصي يا تعاوني هستند كه به منظور هم¬افزايي علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانش محور، تحقق اهداف علمي و اقتصادي شامل گسترش و كاربرد اختراع، نوآوري و تجاري¬سازي نتايج تحقيق و توسعه شامل طراحي، توليد كالا و خدمات در حوزه فناورى¬هاي برتر و با ارزش افزوده فراوان تشكيل مي¬شوند. فقدان زنجيره¬ي يكپارچه از تحقيق تا توليد و فاصله قابل توجه بين تبديل ايده¬هاي علمي و تحقيقاتي به محصولات و خدمات از واقعيت¬هاي كنوني است كه براي حل اين چالش نياز است عوامل مهم و پيش¬برنده شركت¬هاي دانش¬بنيان شناسايي و اولويت¬بندي شوند، و براي رفع مشكلات اين نوع شركت¬ها چارهانديشي شود. از اينرو ايجاد بينش در خصوص شناسايي و ارائه يك دستهبندي منسجم در خصوص عوامل پيشبرنده شركتهاي دانشبنيان و چگونگي اثرگذاري آنها بر يكديگر با استفاده از تكنيكهاي مطرحشده، ضروري است. اين امر خود ميتواند به تصميمگيران و كارشناسان بينش وسيعي ارائه دهد. بنابراين مهمترين هدف اين تحقيق شناسايي عوامل پيشبرنده شركتهاي دانشبنيان با رويكرد اقتصاد مقاومتي ميباشد. محقق در اين تحقيق كه روش آن از نوع هدف كاربردي و از نوع جمع آوري دادهها توصيفي تحليلي ميباشد، با بهرهگيري از نظرات خبرگان حوزه اقتصاد دانش بنيان و اقتصاد مقاومتي، ابتدا به شناسايي عوامل پيشبرنده پرداخت و با استفاده از تكنيك دلفي فازي مهمترين آنها را شناسايي نمود. در گام بعد، پس از ارائه يك دسته بندي از عوامل شناسايي شده، با كمك تكنيك تحليل فرايند سلسله مراتبي(AHP) به اولويتبندي و تعيين اهميت آنها پرداخت. همچنين نتايج اين تكنيك با روش آنتروپي شانون مورد اعتبارسنجي قرار گرفت كه نتايج دو تكنيك داراي مشابهت 97 درصدي بود. مطابق با نتايج ، عامل سيستمها و فرايندهاي سازماني مهمترين عامل پيش¬برنده شركتهاي دانش بنيان با رويكرد اقتصاد مقاومتي شناخته شد. همچنين عوامل فروش و بازاريابي و عوامل فناوري و محصول از نظر اهميت در رتبههاي دوم و سوم قرار گرفتند. در گام بعد با استفاده از تكنيك مدلسازي ساختاري تفسيري(ISM) ميزان اثرگذاري و اثر پذيري عوامل شناسايي شده و ساختار علت و معلولي آنها به دست آمد كه مطابق با نتايج اين تكنيك سيستمها و فرايندهاي سازماني به عنوان تاثيرپذيرترين و رهبري تحول آفرين به عنوان تاثيرگذارترين عامل پيشبرنده شناسايي شدند. در نهايت نيز پيشنهادات كاربردي و اجرايي مبتني بر يافتههاي تحقيق ارائه شد.
واژگان كليدي: شركت دانشبنيان، عوامل پيش برنده، اقتصاد مقاومتي، فرايند تحليل سلسله مراتبي، مدلسازي ساختاري تفسيري، روش دلفي فازي.
تاريخ ورود اطلاعات
1396/04/14
تاريخ بهره برداري
1/1/1900 12:00:00 AM
دانشجوي وارد كننده اطلاعات
كريم رهنما
چكيده به لاتين
Abstract:
Knowledge based companies are private or cooperatives companies that create in order to synergy of science and wealth, knowledge-based economic development, scientific and economic goals such as development and application of invention, innovation and commercialization of research and development, design, production of goods and services in the field of superior technologies with high added value. The lack of an integrated chain from research to production and become a significant gap between scientific ideas and research products and services to current realities that to solve the major factors driving for knowledge-based companies can be identified and prioritized, and the remedy for the problems of this type of company. So the aim of this study was to identify driving factors knowledge-based companies with the approach of resistance economy. Authors in this study which in terms of purpose is applied and the type of data collection is descriptive, with using experts of knowledge-based economy and economic resistance, first payed to identify driving factors, and then using the fuzzy Delphi technique to identify the most important phase. In the next step, after the presentation of a category of factors have been identified, by the analysis hierarchy process (AHP) to prioritize and determine the significance of them. According to the results, operating systems and organizational processes known the most important factor of knowledge-based companies. As well as sales factors and marketing and product and technology factors of importance were the second and third ranks. In the next step, using Interpretive Structural Modeling (ISM) impact and effect of the causal factors identified and in accordance with the results of the technical systems and organizational processes as the most influential and transformational leadership were identified as the richest drivers. Finally, practical and future suggestions were presented.
Keywords: Knowledge-based companies, driving factors, Resistive economy, analysis hierarchy process, Interpretive Structural Modeling.