شماره ركورد
10094
پديد آورنده
ارشيا گنجي
عنوان
محاسبه شاخص ESG در بورس ايران با تمركز بر صنايع نفتي
مقطع تحصيلي
كارشناسي
رشته تحصيلي
مهندسي صنايع
سال فارغ التحصيلي
1404
استاد راهنما
آقاي دكترسجادي
دانشجوي وارد كننده اطلاعات
ارشيا گنجي
تاريخ ورود اطلاعات
1404/08/26
دانشكده
صنايع
چكيده
هدف اين پژوهش، طراحي و آزمون مدل بومي سنجش شاخص ESG (ابعاد زيستمحيطي، اجتماعي و حاكميت شركتي) در بازار سرمايه ايران است.
در غياب نظام رسمي افشاي پايداري و ضعف دادههاي عددي در سامانهي كُدال، اين مدل تلاش كرده است با انطباق منطق مدلهاي بينالمللي (اماسسيآي، سازمان بورس اوراق بهادار لندن، هيئت استانداردهاي حسابداري پايداري ) بر شرايط نهادي كشور، الگويي بومي، ساده و درعينحال علمي ارائه دهد.
چارچوب پيشنهادي متشكل از چهار مؤلفهي اصلي است: E (زيستمحيطي)، S (اجتماعي)، G (حاكميت شركتي) و M (افشا).
مؤلفهي M بهعنوان نوآوري اصلي مدل، ميزان شفافيت و كيفيت افشا را در هر شاخص ميسنجد و اثر آن را بر رتبهي نهايي كنترل ميكند.
در مجموع 12 شاخص پايه (E1–E4، S1–S4، G1–G4) براي هشت شركت فعال در صنعت نفت، پالايش و روانكار در سال مالي 1403 مورد بررسي قرار گرفت.
دادهها از گزارشهاي هيئتمديره، كنترلهاي داخلي، صورتهاي مالي و مصوبات مجامع عمومي استخراج و با روش نرمالسازي درونصنعتي به بازهي صفر تا يك تبديل شدند.
وزنهاي نهايي مدل بر اساس اهميت ريسكهاي مادي صنعت تعيين گرديد: E=0.31، S=0.23، G=0.23، M=0.23.
نتايج نشان داد ميانگين شاخص نهايي ESG براي صنعت نفت ايران برابر 0٫54 از 1 است؛
شركتهاي پالايش نفت تهران (شتران) و اصفهان (شپنا) بالاترين نمرات را كسب كردند (بهترتيب 0٫72 و 0٫68)،
در حالي كه ونفت (0٫39) و شنفت (0٫32) پايينترين امتياز را داشتند.
تحليل همبستگي نشان داد بين مؤلفهي افشا (M) و شاخص ESG رابطهاي منفي و معنادار وجود دارد.
اين بدان معناست كه كيفيت افشا مهمترين عامل تمايز شركتهاست و ضعف اطلاعاتي بيش از عملكرد واقعي بر رتبهبندي تأثير دارد.
آزمونهاي حساسيت نشان داد مدل نسبت به تغيير وزنها و ضرايب جريمه پايدار است (ρ رتبهاي > 0٫9).
نتيجه آنكه، مدل بومي ESG ايران توانست ضعف دادهاي را با منطق پراكسي و مؤلفهي افشا جبران كرده و شاخصي كمّي، مقايسهپذير و منطبق با واقعيت نهادي كشور ارائه دهد.
اين مدل ميتواند مبنايي براي نظام رتبهبندي رسمي ESG در بورس ايران و ابزاري براي سياستگذاري در جهت شفافيت، مسئوليت اجتماعي و سرمايهگذاري پايدار باشد.
كليدواژه ها
پايداري , افشا , مدل بومي ايران , صنعت نفت , حاكميت شركتي , مسئوليت اجتماعي , شفافيت اطلاعات