شماره ركورد
10217
پديد آورنده
عرفان دهرويه
عنوان
مدل برنامهريزي خطي و نظريه بازي براي تحليل اقتصادي مقايسهاي شبكههاي اجتماعي و تلويزيون
مقطع تحصيلي
كارشناسي
رشته تحصيلي
مهندسي صنايع
سال فارغ التحصيلي
1404
استاد راهنما
دكتر كامران شهانقي
دانشجوي وارد كننده اطلاعات
عرفان دهرويه
تاريخ ورود اطلاعات
1404/10/09
دانشكده
مهندسي صنايع
عنوان به انگليسي
A Linear Programming and Game Theory Model for Comparative Economic Analysis of Social Media and Television
چكيده
تحولات اخير در الگوي مصرف رسانهاي نشان ميدهد بخش قابل توجهي از مخاطبان تلويزيون به سمت شبكههاي اجتماعي و پلتفرمهاي ديجيتال مهاجرت كردهاند؛ پديدهاي كه موجب تغييرات چشمگير در نظام اقتصادي رسانه و كاهش سهم تلويزيون از بازار تبليغات شده است. در اين پژوهش با هدف مقايسه اقتصادي رسانههاي تلويزيوني و ديجيتال، از رويكرد كمي و مدلسازي رياضي بهره گرفته شده است تا رابطه ميان درآمدها، هزينهها و عوامل ريسك در دو وضعيت «همكاري» و «عدم همكاري» بررسي شود.
در اين مدل، متغيرهايي نظير تبليغات، قراردادهاي اسپانسري و فروش حق پخش به عنوان منابع درآمدي و هزينههايي همچون توليد محتوا، نيروي انساني و تبليغات به عنوان مؤلفههاي هزينه در نظر گرفته شدهاند. همچنين بهمنظور لحاظ كردن نوسانات بازار و رفتار مخاطبان، مؤلفهاي با عنوان «اميد رياضي» بهعنوان ضريب ريسك وارد مدل شده است تا اثر تغييرات محيطي و اقتصادي در نتايج لحاظ گردد.
يافتههاي كلي پژوهش نشان ميدهد كه رسانههاي ديجيتال به دليل ساختار هزينهاي سبكتر و انعطافپذيري بيشتر در كسب درآمد، از كارايي اقتصادي بالاتري برخوردارند. در مقابل، رسانههاي تلويزيوني با چالشهايي نظير هزينههاي سنگين توليد و محدوديت منابع روبهرو هستند. با اين حال، نتايج مدل نشان ميدهد كه در صورت ايجاد همكاري هدفمند ميان دو بستر، ميتوان به بهبود عملكرد مالي و كاهش زيانهاي ساختاري در سطح كلان رسانهاي دست يافت.
به طور كلي، پژوهش حاضر با ارائهي مدلي مقايسهاي و كمي، تصويري روشن از وضعيت اقتصادي رسانههاي سنتي و نوين ارائه ميدهد و ميتواند به عنوان مبنايي براي تصميمگيري در حوزهي سياستگذاري رسانهاي و تخصيص منابع تبليغاتي مورد استفاده قرار گيرد.