• شماره ركورد
    10343
  • پديد آورنده

    صباكيانوش

  • عنوان
    بررسي تاثير فركانس‌هاي مختلف القا شده بر مغز
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي
  • رشته تحصيلي
    مهندسي كامپيوتر
  • سال فارغ التحصيلي
    1404
  • استاد راهنما
    دكتر حسيني منزه
  • استاد مشاور
    علي جوادي
  • دانشجوي وارد كننده اطلاعات

    صبا كيانوش

  • تاريخ ورود اطلاعات
    1405/02/19
  • دانشكده
    مهندسي كامپيوتر
  • عنوان به انگليسي
    Study of the effects of various induced frequencies on the brain
  • چكيده
    صداهاي ريتميك تكرار‌شونده مي‌توانند مغز را به گونه‌اي تحريك كنند كه الگوهاي فعاليت عصبي در بخش‌هاي مختلف آن هماهنگ شوند. اين هماهنگي، يا «همگام‌سازي»، باعث مي‌شود مغز در پردازش اطلاعات كارآمدتر عمل كند و در برخي شرايط، توجه، آرامش، و تمركز را افزايش يابد. با اين حال، پژوهش حاضر با هدف بررسي اين موضوع انجام شده كه آيا ضربان‌هاي دوگوشي — نوعي از تحريك شنيداري كه از تركيب دو صداي با فركانس متفاوت در هر گوش ايجاد مي‌شود — مي‌توانند باعث تغيير در توجه و حالت‌هاي مراقبه‌اي شوند يا خير. براي اين منظور، دو باند فركانسي متفاوت مورد بررسي قرار گرفتند: 7 هرتز كه در محدوده تتا قرار دارد و معمولاً با تمركز، آرامش و مراقبه مرتبط است، و 36 هرتز كه در محدوده‌ي گاماي پايين قرار دارد و بيشتر با پردازش سريع و هماهنگي شبكه‌هاي قشري در ارتباط است. در مطالعه، شركت‌كنندگان بزرگسال سالم در سه وضعيت مختلف مورد آزمايش قرار گرفتند: بدون تحريك (حالت پايه)، تحريك با فركانس هدف (7 هرتز يا 36 هرتز) و پخش نويز صورتي براي كنترل اثر عادت‌پذيري. سيگنال‌هاي مغزي شركت‌كنندگان به‌صورت زنده ثبت شد و شاخص‌هاي رفتاري شامل دقت پاسخ و زمان واكنش نيز اندازه‌گيري گرديد. نتايج نشان داد كه تحريك در باند تتا منجر به افزايش قابل توجه در دقت و كاهش در زمان واكنش شد، در حالي كه سطح آرامش ذهني نيز بهبود يافت. از سوي ديگر، تحريك در باند گاماي پايين هيچ‌گونه تغيير آماري معناداري در عملكرد توجه يا شاخص‌هاي فيزيولوژيك ايجاد نكرد. اين يافته‌ها نشان مي‌دهد كه تأثير ضربان دوگوشي وابسته به فركانس است؛ به عبارت ديگر، فركانس‌هاي پايين مي‌توانند با ريتم‌هاي طبيعي مغز هماهنگ شوند و موجب بهبود تمركز، آرامش و انسجام شبكه‌هاي عصبي شوند، اما فركانس‌هاي بالاتر مانند گاما ممكن است براي ايجاد اثر مشابه نياز به شدت بيشتر، مدت طولاني‌تر يا روش تحريك متفاوتي داشته باشند. نتايج اين پژوهش از نقش كليدي ريتم‌ها در فرآيندهاي شناختي و مراقبتي حمايت مي‌كند و پيشنهاد مي‌كند كه استفاده از ضربان دوگوشي در محدوده‌ي تتا مي‌تواند در طراحي مداخلات غيرتهاجمي براي بهبود تمركز، كاهش استرس و ارتقاي كاركردهاي ذهني مؤثر باشد.
  • كليدواژه ها
    ضربان دوگوشي , الكتروانسفالوگرافي , هم‌گام‌سازي عصبي , توجه , مديتيشن , تحريك شنوايي , تحليل زمان فركانس