• شماره ركورد
    1262
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    1262
  • پديد آورنده

    مصطفي كاظمي

  • عنوان
    طراحي مدلي براي ارزيابي بهره‌وري واحدهاي تصميم‌گيري همگن با گسترش مدل DEA و كاربرد آن در صنعت توزيع برق ايران
  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • رشته تحصيلي
    صنايع
  • استاد راهنما
    دكتر عليرضا معيني
  • استاد مشاور
    دكتر مهدي غضنفري
  • چكيده
    هدف اين تحقيق طراحي مدلي كمي براي ارزيابي بهره‌وري واحدهاي تصميم‌گيري مشابه و همگن از طريق توسعه و گسترش يك مدل رياضي بنام تحليل پوششي داده‌ها (DEA) است به گونه‌اي كه نسبت به مدل‌هاي فعلي تحليل پوششي داده‌ها ارقام دقيق‌تري از ميزان بهره‌وري واحدهاي تصميم‌گيري به دست دهد. با توجه به اهميت صنعت برق و اهميت آن مورد مطالعاتي اين پايان‌نامه بخش توزيع برق در ايران است. در جهت پاسخگويي به سؤال‌هاي عمده اين تحقيق از روش تعيين همخطي متغيرها (با استفاده از شاخص VIF ) و آناليز مؤلفه‌هاي اصلي ، انجام تخمين‌هاي خطي و غيرخطي و گسترش مدل DEA به فرم غيرخطي استفاده شده است. سؤال‌هاي عمده تحقيق عبارتند از: ورودي‌ها و خروجي‌هاي مؤثر به عنوان نهاده‌ها و ستاده‌هاي شركت‌هاي توزيع برق كدامند؟ مناسب‌ترين تابع توليد كه گوياي رابطه بين ورودي‌ها و خروجي‌هاي شركت‌ها مي‌باشد كدام است؟ گسترش و توسعه مدل DEA به چه نتايجي مي‌رسد؟ آيا مدل گسترش يافته داراي پاسخ بهينه سراسري است؟ تفاوت نتايج مدل معمولي DEA و مدل گسترش يافته DEA چيست؟ با استفاده از شاخص VIF و آناليز مؤلفه‌هاي اصلي عوامل نهاده‌اي و ستاده‌اي مؤثر بر عملكرد شركت‌هاي توزيع برق در ايران مشخص گرديده‌اند كه شامل 5 نهاده و 6 ستاده مي‌باشند. بررسي‌ تخمين‌هاي خطي و غيرخطي روي مجموعه داده‌هاي مورد مطالعه نشان دهنده آن است كه روابط غيرخطي به ويژه روابط از نوع ضربي كاب‌داگلاس نسبت به روابط خطي رفتار نهاده‌ها و ستاده‌ها نسبت به يكديگر را بهتر بيان مي‌كنند. با توجه به نتايج مزبور پيشنهاد گسترشي از مدل DEA به صورت غيرخطي از نوع ضربي كاب داگلاس ارائه گرديده و نشان داده شده است كه مدل گسترش يافته داراي جواب سراسري و روش حل آن نيز يعني برنامه‌ريزي هندسي معرفي شده است. ميزان كارآيي 39 شركت توزيع برق در ايران با استفاده از روش معمول DEA (به فرم خطي) و روش پيشنهادي (DEA غيرخطي به فرم كاب داگلاس) محاسبه شده است. نتايج به دست آمده گوياي آن است كه هر دو مدل خطي و غيرخطي در تعيين واحدهاي بهره‌ور و غيربهره‌ور صرفنظر از مقدار عدم بهره‌وري در 80 درصد موارد نتايج يكساني ارائه داده‌اند علاوه‌ بر اين مدل غيرخطي در تشخيص واحدهاي غيربهره‌ور به گونه‌اي روشن‌تر و واضح‌تر عمل مي‌كند.