• شماره ركورد
    13314
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    13314
  • پديد آورنده

    نادر غفاري‌نسب

  • عنوان
    طراحي شبكه لجستيك هاب براي شركت‌هاي لجستيك طرف سوم (3PL)
  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • رشته تحصيلي
    صنايع - مهندسي صنايع
  • سال تحصيل
    شهريور 1393
  • تاريخ دفاع
    شهريور 1393
  • استاد راهنما
    دكتر مهدي غضنفري
  • استاد مشاور
    دكتر ابراهيم تيموري-دكتر مهدي فتح‌اله
  • چكيده
    چكيده لجستيك بخش بسيار مهم و حياتي هر كسب‌وكاري مي‌باشد؛ به‌طوريكه براساس آمارهاي معتبر جهاني، هزينه‌هاي لجستيك حدود 12% توليد ناخالص داخلي در دنيا را به خود اختصاص مي‌دهد. تمايل براي جهاني شدن و فشار رقابتي سنگين موجود، بسياري از كارخانه‌هاي توليدي را به سمت برون‌سپاري فعاليت‌هاي لجستيكي خود سوق داده است. يكي از مزيتهاي اصلي برون‌سپاري فعاليتهاي لجستيكي، تمركز اين كارخانه‌ها بر توانمندي‌هاي كليدي خود بوده و از اين طريق توانسته‌اند كارايي توليدي خود را افزايش دهند. يك شركت لجستيك طرف سوم (3PL) ، شركتي بيروني مي‌باشد كه وظيفه مديريت، كنترل و انجام امور لجستيكي را به نيابت از مشتريان خود بعهده دارد. يكي از اساسي‌ترين مسائل پيش روي شركت‌هاي لجستيك طرف سوم عبارتست از طراحي يك شبكه لجستيكي كارا كه علاوه بر كاهش هزينه‌هاي لجستيكي مربوطه، قادر باشد سطح پاسخگويي مناسبي را نيز براي مشتريان خود داشته باشد. هماهنگ‌سازي و تجميع جريان حمل شده بگونه‌اي كه بهترين عملكرد لجستيكي حاصل گردد، راهكاري است كه در سالهاي اخير توجه طراحان شبكه‌هاي لجستيك را به خود اختصاص داده است. يكي از بهترين تاكتيك‌ها جهت رسيدن به اين مهم عبارتست از ايجاد هاب‌هاي متمركزسازي كه جريان‌هاي ارسالي از منابع تامين دريافت نموده و آنها را پس از تجميع به مقاط مصرف ارسال مي‌كند. در اين رساله مساله طراحي شبكه لجستيك هاب را جهت پياده‌سازي تاكتيك اشاره شده براي شركت‌هاي 3PL درنظر گرفته و تلاش شده است تا تصميمات مربوط به تعداد، مكان و عمليات هاب‌هاي متمركزسازي بگونه‌اي اتخاذ گردد كه مجموع هزينه‌هاي لجستيكي شبكه كمينه گرديده و در عين حال سطح خدمت‌رساني به مشتري در حد مطلوبي حفظ گردد. در اين راستا، مساله طراحي شبكه در دو حوزه كسب و كاري توليد و توزيع در نظر گرفته شده و در هر دو حالت عدم قطعيت در تقاضاي مشتريان در نظر گرفته شده است. جهت حل مدلها از بسته‌هاي نرم افزاري استاندارد بهينه‌سازي و يا الگوريتم‌هاي فراابتكاري استفاده شده است. در نهايت كاربرد عملي رساله با پياده‌سازي مدلهاي توسعه داده شده بر روي مطالعه موردي يك شركت بزرگ فعال در زمينه بازرگاني (توزيع) مورد ارزيابي قرار گرفته است. نتايج حاصل نشان دهنده بهبود شبكه لجستيك اين شركت در حالت استفاده از ساختار هاب مي‌باشد. واژه‌هاي كليدي: لجستيك؛ شركت‌هاي لجستيك طرف سوم؛ طراحي شبكه؛ مكان‌يابي هاب، بهينه‌سازي استوار.