شماره ركورد
14643
شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
14643
پديد آورنده
نرگس غنيون
عنوان
چالش جامعه شناختي هنر در تعيين معماري مسكن مطلوب(بررسي رويكردهاي نخبه گرا"مهندسي ساز"، عامه پسند"بسازو بفروشي" وتلفيق اين دو)
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
معماري - مسكن
سال تحصيل
تير 1394
تاريخ دفاع
تير 1394
استاد راهنما
دكتر سيد عباس يزدانفر
استاد مشاور
دكتر سيد باقر حسيني
چكيده
چكيده
در تحقيق پيش رو،بررسي معيارهاي مسكن مطلوب از زاويه ي نگاه جامعه شناسانه هنر و تقابل دوگانه معروف نخبه گرا و عامه پسند(كه در حوزه مسكوني از آن به مهندسي ساز و بساز و بفروشي ياد مي شود)در سه حوزه ي مجزا صورت گرفته كه اين حوزه ها عبارتند از:جامعه شناسي هنر،تقابل هاي سنتي:فاخر/نازل و مسكن.
برآيند مطالعات صورت گرفته در بخش جامعه شناسي هنر مؤيد اين نكته است كه پژوهش درباره ي هنر و از جمله معماري،نمي تواند نسبت به بستر جامعه شناسانه آن بي تفاوت باشد.هرچند در سده هاي گذشته ،مكاتب فكري مواضع متفاوت و متناقضي در باب جامعه شناسي هنر اتخاذ كرده اند،اما رويه ميانه رو متفكران امروز از اجتناب از برخوردهاي افراطي و تفريطي سخن ميگويد ؛به اين صورت كه نه اقبال مردمي از اثرهنري را ملاك موفقيت اثر ميداند و نه به هنر به عنوان وسيله اي در جهت تأييد وسوسه هاي خودشيفتگانه هنرمند مينگرد،بلكه به اهميتي كه هنر براي انديشه انساني و فرهنگ همه ي انسانها قائل است مي انديشد.در ادامه و در بحث بخش تقابل هاي سنتي،به شرح تعاريف موجود در رابطه با هنر عامه پسند و هنر نخبه گرا و تبارشناسي آنها پرداخته شده است.تقابل دو گانه ي مذكور در سه ساحت متافيزيك،فرهنگ و هنرمورد كنكاش قرار گرفته و مواضع كلي چهارگانه راجع بدان مطرح شده است.نتيجه ي حاصل از اين بخش نيز حكايت از آن دارد كه حتي اگر "فاخر" و "عامه پسند" به عنوان صفاتي در بيان تفاوت كيفيت آثار مدنظر باشند،ما نبايد دسته بندي هنر فاخر/عامه پسند را با هنر خوب/بد مترادف بدانيم.ضمن اينكه به واسطه ي دنياي پست مدرن و پديده ي مصرف گرايي،مرزهاي مابين اين دو دسته كمرنگ تر شده و امروز شاهد ادغام فرهنگها و هنرها هستيم.نهايتاً در بخش مسكن،مسكن به مثابه ي يك مسأله در جامعه ي امروزي ،عوامل به وجود آورنده ي پديده بساز و بفروشي،معيارهاي مسكن مطلوب و معماري مسكوني ايران در گذشته و امروز و واكاوي موضوع از حيث نمونه هاي نخبه گرا و عامه پسند مورد بررسي قرار گرفته است.مطالعات اين حوزه نشان مي دهد كه پديده ي مسكن بساز و بفروشي در نتيجه ي سياست هاي اقتصادي غلط و فعاليت هاي سوداگرانه شكل گرفته و به افت سطح كيفي معماري مسكوني انجاميده است.پديده اي كه در معماري سنتي شاهد آن نيستيم.
روش به كار گرفته شده در اين پژوهش،روش نمونه موردي و تحقيق كتابخانه اي و ميداني مي باشد.نتايج پژوهش حاضر نشان ميدهد با توجه به عوامل موجود در متن جامعه (همچون اقتصاد،سلايق و نياز عامه مردم و...) معيارهاي مسكن مطلوب ،معيارهايي تلفيقي از گونه هاي عامه پسند و نخبه گرا با گرايش بيشتر به نوع نخبه گرا مي باشد.هرچند سطح كيفي بسياري از آثار عامه پسند(بساز و بفروشي)نازل و غير قابل قبول است و بعلاوه هرچند ارتقاء ذائقه و سليقه مردمي از طريق ارائه آثار مسكوني نخبه گرا،رويه اي مثبت،سازنده و قابل دفاع مي باشد،اما با اين وجود نميتوان نسبت به نظرات مردمي و واقعيت هاي موجود تأثيرگذار در گرايش آنها به اين معيارها(از جمله عامل قدرتمند اقتصاد خانواده ها و در نتيجه دايره انتخاب محدودايجاد شده براي آنها)بي توجه بود.بنابراين به نظر مي رسد كم كردن فاصله ميان اين دو گونه ي ياد شده كه در دو سر طيف طراحي مسكوني قرار دارند ،پاسخ مناسب تري براي شرايط مسكوني و مسكن امروز باشد.
واژههاي كليدي: مسكن،معماري،معماري نخبه گرا،معماري عامه پسند،جامعه شناسي هنر