• شماره ركورد
    15689
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    15689
  • پديد آورنده

    حجت اله عبدي اردكاني

  • عنوان
    تحليل انتقادي تاريخ حفاظت معماري در ايران (با تكيه بر بناهاي گنبد سلطانيه، مسجدجامع اصفهان و مسجدجامع ساوه)
  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • رشته تحصيلي
    معماري
  • سال تحصيل
    اسفندماه 1394
  • تاريخ دفاع
    اسفندماه 1394
  • استاد راهنما
    دكتر اصغر محمدمرادي - دكتر فاطمه مهديزاده سراج
  • دانشكده
    معماري و شهرسازي
  • چكيده
    چكيده در سال¬هاي اخير گسترش بي¬توجهي و تخريب غيرمستقيم بناهاي تاريخي به اصلي¬ترين معضل حوزه مرمت و حفاظت معماري تبديل شده است. اين مسأله برخاسته از تغييرات جايگاه ارزشي بنا در اذهان و اعيان عامه و خاصه است و نمي-توان تمامي آنچه را كه معضل خوانده مي¬شود تنها به حوزه مرمت و حفاظت در سطوح مختلف آن مربوط دانست و مي-بايست در فهم و شناخت آنها به ساير حوزه¬هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي نيز رجوع كرد. تعداد بيشماري پرسش مي¬توان مطرح كرد كه همگي حاكي از پيچيدگي، چند بعدي و چندلايه بودن اين وضعيت هستند، لذا با مسأله معضلات حوزه حفاظت و مرمت معماري نمي‌توان ساده¬انگارانه، تك¬علتي و تك¬بعدي برخورد كرد. از سوي ديگر، اين نگاه آنگاه كه به ذهن خطور مي¬كند و بر زبان جاري مي¬شود، خود برخاسته از نوعي آسيب¬شناسي است. اين نگاه آسيب-شناختي كه در آن ميراث فرهنگي در جايگاه بالاي ارزشي قرار دارد و نقش هويتي بازي مي¬كند و به‌تبع آن، هرگونه تخريب، تاراج و بي‌توجهي به آن را نادرست مي¬داند، خود ناشي از يك نظام ارزشي و دانايي و يك اندوخته دانشي است كه مسلم انگاشته شده است و بايد مورد مداقه و شناخت قرار بگيرد. مسأله مرمت و حفاظت معماري در ايران، همان مسأله تاريخ مرمت و حفاظت معماري در ايران است. اين پژوهش سعي در شناخت و روشن¬سازي ابعاد و لايه¬هاي آن در سطح گفتماني از طريق طرح دو پرسش اساسي: 1. روند تحول و تكوين حفاظت و مرمت معماري در ايران چه بوده است ؟ و 2. گفتمان‌هاي غالب در حوزه حفاظت و مرمت معماري كدم‌اند؟، دارد. بنابراين مسأله اصلي در اين پژوهش، عدم شناخت از وضعيت مرمت و حفاظت معماري ايران از منظر جايگاه ارزشي بنا است كه از طريق دوره¬بندي اين روند تاريخي و شناخت گفتمان¬هاي غالب در هر دوره به آن پرداخته شده است. در رساله حاضر از روش تحليل گفتمان انتقادي استفاده شده است كه به تحليل منابع گفتماني از قبيل متن گزارش¬هاي مرمت بناهاي تاريخي، متن قوانين و مقررات مترصد بر امر حفاظت معماري، انديشه افراد صاحب¬نظر از طريق مصاحبه-هاي نيمه¬ساختاريافته و سازمان¬ها، نهادها و تشكيلات مسئول امر حفاظت در زمينه تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي-شان در دوره پنجاه ساله معاصر مي¬پردازد. سير تحول و تكوين حفاظت و مرمت نخست در ابعاد مختلف آن شامل قوانين، تشكيلات، فعاليت‌هاي اجرايي و روابط بين‌المللي در حوزه مرمت، جستجو و بررسي شد؛ سپس براي دستيابي به گفتمان‌هاي غالب، زمينه‌هاي تاريخي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي آن به‌اختصار آورده شده و بر روي نوار زمان به همراه وقايع مهم حوزه مرمت نمايش داده شد. تعامل زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي با سير تحول و تكوين حوزه حفاظت و مرمت گستره ديد به پژوهش را افزايش داده و فهمي دقيق‌تر، گسترده‌تر و كامل‌تر را ممكن ساخته است. پس از قرارگيري همه تحليل¬ها كنار يكديگر و در زمينه تاريخي¬شان، دو دوره اصلي و به تبع آن دو گفتمان اصلي ميراث فرهنگي و سرمايه فرهنگي در دوره موردمطالعه بازشناخته شدند كه هر دو در گسست از گفتمان تجديد حيات (در دوران قبل از دهه 1340) امكان بروز و تعين يافته-اند. پژوهش حاضر با شناسايي گفتمان¬هاي غالب، مي¬¬تواند زمينه و بستر علمي مناسب را با استفاده از تحليل تجارب پيشين در تصميم¬گيري براي آينده و همچنين تدوين منشور مرمت بناهاي تاريخي فراهم آورد. واژگان كليدي: مرمت و حفاظت معماري، تاريخ، گفتمان، تحليل گفتمان انتقادي، روند تحول و تكوين، جايگاه ارزشي بناي تاريخي.