• شماره ركورد
    15694
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    15694
  • پديد آورنده

    ميثم آرقند حصار

  • عنوان
    زمان بندي گروهي كارها بر اساس اولويت بندي در سامانه هاي پردازشي چندهسته اي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • رشته تحصيلي
    الكترونيك
  • سال تحصيل
    اسفندماه 1394
  • تاريخ دفاع
    اسفندماه 1394
  • استاد راهنما
    دكتر هادي شهريار شاه حسيني
  • دانشكده
    برق
  • چكيده
    چكيده زمان¬بندي گروهي، براي سامانه¬هاي محاسباتي روشي سودمند است. الگوريتم¬هاي زمان¬بندي در بالاترين سطح به دو دسته اشتراك مكاني و اشتراك زماني تقسيم مي¬شوند. در بين تمامي الگوريتم¬هاي زمان-بندي، زمان¬بندي گروهي به دليل كاهش ميزان اتلاف توان پردازنده¬ها از اهميت ويژه¬اي برخوردار است. نسخه پايه زمان¬بندي گروهي در چهار مرحله اصلي انجام مي¬شود. در بين مراحل چهارگانه زمان¬بندي گروهي مرحله چهارم آن پر كردن ماتريس نام دارد كه از اهميت بالايي برخوردار است. در اين مرحله زمان¬بند سعي مي¬كند شيارهاي بدون بار ماتريس زمان¬بندي را تا جاي ممكن با تكثير گروه¬هاي موجود در ماتريس زمان¬بندي پر نمايد. در اين پايان¬نامه روشي براي بهبود مرحله پر كردن ماتريس ارائه‌شدهاست كه سعي دارد تا آنجا كه امكان دارد، باعث افزايش ميزان به¬كارگيري پردازنده¬ها شده و فضاهاي خالي ماتريس زمان¬بندي را پر كند. در نسخه اوليه زمان¬بندي گروهي در مرحله پر كردن ماتريس، عمليات تكثير گروه¬ها بر اساس اولويت زمان شروع آن¬ها انجام مي¬شود و عمل پر كردن ماتريس تا آنجا كه مقدور باشد ادامه پيدا مي¬كند. اما در روش پيشنهادي، تعدادي از سطرهاي ماتريس زمان¬بندي، خالي نگه داشته مي¬شوند و در مرحله زمان-بندي، اجازه پر شدن به اين سطرها داده نمي¬شود و در مرحله پر كردن،عمل پر كردن را تا سطرهاي خالي انتهايي،به صورت روش پايه انجام داده و سپس گروه هاي موجود در شلوغ ترين سطر ماتريس، در سطرهاي خالي ماتريس تكثير داده مي¬شوند. اين روش به دو صورت باعث بهبود زمان پاسخ¬دهي ميانگين مي¬شود. با پر شدن بيشتر ماتريس زمان بندي باعث افزايش ميزان به‌كارگيري پردازنده ها شده و از طرفي به دليل تكراري بودن تعدادي از سطرهاي ماتريس زمان¬بندي باعث حذف شدن تعدادي از سربارهاي تغيير چهارچوب مي شود. روش ارائه‌شده با روش پايه مقايسه خواهد شد و خواهيم ديد كه باعث بهبود زمان پاسخ دهي ميانگين نسبت به روش پايه مي شود. در بهترين حالت، در سياست AFCFS كاهشي به ميزان 9% و در سياست LGFS كاهشي به ميزان تقريبا10% در زمان پاسخ دهي ميانگين نسبت به روش پايه را در پي دارد. واژه‌هاي كليدي: زمان بندي گروهي، پركردن ماتريس، زمان پاسخ دهي ميانگين، زمان پاسخ دهي ميانگين وزن دار، سياست هاي صف بندي