• شماره ركورد
    16510
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    16510
  • پديد آورنده

    فاطمه جوشقاني

  • عنوان
    راهنماي طراحي شهري پرديس دانشگاهي به مثابه فضاي شهري نمونه موردي لبه غربي پرديس دانشگاه فردوسي مشهد (محور باهنر)
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • رشته تحصيلي
    طراحي شهري
  • تاريخ دفاع
    شهريورماه 1395
  • استاد راهنما
    دكتر سيد عبدالهادي دانشپور
  • دانشكده
    معماري و شهرسازي
  • چكيده
    چكيده امروزه پرديس هاي دانشگاهي در ايران عمدتاً علي رغم اهميت قابل توجه خود براي طبقه فرهيخته دانشگاهي، از جامعه محلي پيراموني خود روي برگردانيده اند و به عنوان يك مجموعه منزوي و جدا افتاده از بافت شهري عمل مي كنند. حصاركشي ميان فضاي پرديس دانشگاهي و فضاهاي شهري را مي توان تبلور كالبدي تفرق ميان جامعه دانشگاهي و جامعه محلي دانست. مرز، بياني از قدرت است كه برخي از مردم از آن بهره مي برند و برخي ضرر و زيان مي بينند . مرز برخي از مردم را به "برخوردار" و برخي را به "غير برخوردار" بدل مي سازد. از سوي ديگر نياز به نظم دهي ، مخفي سازي و در كنار آن شفاف سازي غير قابل انكار بوده و كمتر كسي است كه بخواهد در فضاهايي مشترك كه غير قابل تمايز از يكديگرند زندگي كند. به جاي حذف اين نظم دهي لازم است گفتماني شكل گيرد كه به هر دو طرف امكان ترسيم مجدد مرزهايي را كه مورد مناقشه هستند از طريق مذاكره فراهم كند و اجازه نفوذپذيري در عين رعايت نظم داده شود. هدف از اين نوشتار تقويت اتصال و كاهش انفصال پرديس دانشگاه فردوسي با محله پيراموني اش و در مقياس كلان تر در اتصال به شهر از طريق لبه محور غربي آن با تعريف اين فضا به عنوان يك فضاي شهري است؛ فضاي شهري اي كه در عين حفظ تشخص و نظم يك فضاي شهري فرهنگي، به شفاف سازي كمك كرده و بستر مناسبي براي تلفيق ، رويايي و گفتمان طبقه خلاق دانشگاهي و جامعه محلي فراهم مي كند. محدوده مورد پژوهش بلوار باهنر در لبه غربي پرديس دانشگاه فردوسي حد فاصل دانشكده مهندسي و دانشكده معماري و شهرسازي در طرح جامع مصوب 1394 (در درون پرديس دانشگاه) و محله مسكوني باهنر (در بيرون دانشگاه) مي باشد با اين هدف، در ابتدا به بررسي پيشينه رابطه فضاهاي آموزشي و فضاهاي شهري در شهرهاي سنتي ايراني پرداخته شده است. اين پژوهش در ابتدا با روش كتابخانه اي و با استناد به مباني نظري و تجربيات در اين زمينه به مطالعه ويژگي هاي اين فضاهاي بينابيني پرداخته و معيارهاي كيفي مربوط به اين فضاها را استخراج مي نمايد. معيار هاي مستخرج از مباني نظري به روش دلفي با توجه به ديدگاه خبرگان دانشگاهي و حرفه اي اولويت بندي شده و در نهايت با كاربست مباني نظري مطالعه شده در بازطراحي خيابان باهنر (لبه غربي پرديس دانشگاه فردوسي)پس از شناخت و تحليل موضع مورد مطالعه بر اساس معيارهاي بدست آمده پس از ارائه راهبرد و سياست هاي طراحي يك راهنماي طراحي شهري در اين خصوص ارائه شده است. واژه‌هاي كليدي: پرديس دانشگاهي، اتصال و پيوند ، فضاي عمومي، پرديس دانشگاه فردوسي مشهد، عرصه هاي همگاني
  • تاريخ ورود اطلاعات
    1395/11/13
  • تاريخ بهره برداري
    1/1/1900 12:00:00 AM
  • دانشجوي وارد كننده اطلاعات

    اعظم صادقي

  • چكيده به لاتين
    Abstract: Despite their significant importance for the university educated class, most university campuses in Iran have been isolated from their surrounding neighborhood, an​d they act as a set of separated spaces. Fencing between the campuses an​d urban spaces is the physical manifestation of segregation between the academic community an​d the local community. The boundary reflects an expression of power an​d therefore there are those who benefit an​d those who suffer from it. It makes some people "included" an​d others "excluded". The purpose of this research is to study how to strengthen the connection between Ferdowsi University campus an​d its surrounding neighborhood an​d the city in general, through redesigning its west edge as an urban space, which not only emphasizes its cultural an​d educational identity, but also contributes to transparency an​d provides a platform for integration an​d communication among academics an​d the local community. The study area is Bahonar Boulevard which is located in the west edge of Ferdowsi University campus from Engineering school to the school of architecture an​d urban planning (inside the campus), an​d Bahonar neighborhood ( outside the campus). First, the history of the relationship between educational spaces an​d urban spaces in traditional Iranian cities has been studied. In this research, we studied relevant theoretical frameworks an​d several case studies in creating such multifunctional spaces an​d extracted qualitative criteria related to these spaces. Criteria derived from the theoretical framework has been prioritized based on Delphi’s method, with regard to academics’ an​d professional practitioners’ opinion. After studying an​d analyzing the study area based on the resulting criteria, an​d application of the theoretical framework, design strategies an​d policies have been presented an​d an urban design guideline for the area has been proposed. Keywords: University campuses, Connection, Urban space, Ferdowsi University campus, Public spaces.