• شماره ركورد
    17347
  • شماره راهنما(اين فيلد مربوط به كارشناس ميباشد لطفا آن را خالي بگذاريد)
    17347
  • پديد آورنده

    سعيد نجفي

  • عنوان
    ارزيابي برنامه هاي توسعه تامين كننده سبز با استفاده از روش تلفيقي DEMATEL فازي و ANP (مطالعه موردي شركت آرتين طب پليمر)
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • رشته تحصيلي
    سيستم هاي اقتصادي و اجتماعي
  • تاريخ دفاع
    دي 1395
  • استاد راهنما
    دكتر فرناز برزين پور
  • استاد مشاور
    دكتر هادي صاحبي
  • دانشكده
    صنايع
  • چكيده
    با افزايش تأثيرات صنايع مختلف بر محيط‌هاي محلي، منطقه‌اي و جهاني و افزايش فشارها از سوي دولت و بازار، شركت‌هاي مركزي بيش‌ازپيش متوجه سبز كردن زنجيره‌ي تأمين خود از طريق توسعه برنامه‌هاي تأمين‌كننده سبز شده‌اند. در سالهاي گذشته مطالعات زيادي به‌منظور شناسايي روابط داخلي بين مديريت زنجيره‌ي تأمين و عملكرد تأمين‌كنندگان صورت گرفته است. بيشتر اين عملكردها فقط با درگير كردن تأمين‌كنندگان در برنامه‌هاي توسعه تأمين‌كنندگان زيست‌محيطي قابل‌دستيابي است؛ اما در ادبيات تمركز بسيار كمي بر روي اين برنامه‌ها انجام‌شده است. همچنين انتقال و به اشتراك گذاشتن اطلاعات ازجمله‌ي مهم‌ترين متغيرها در برنامه‌هاي توسعه‌ي تأمين‌كنندگان هستند كه تحت شرايط مختلفي مي‌توان در مورد آن‌ها بحث كرد كه در ادبيات به‌خوبي به آن‌ها اشاره نشده است، به‌علاوه مدل‌ها و ابزارهاي رسمي براي كمك به سازمان‌ها در اين امر نيز بسيار كمتر وجود دارد. براي كمك به ادبيات در پر كردن اين خلأ، در اين پايان‌نامه يك روش تلفيقي از ديمتل و ANP معرفي‌شده است. هدف اين پايان‌نامه شناسايي و اولويت‌بندي برنامه‌هاي توسعه تأمين‌كنندگان زيست‌محيطي پس از در نظر گرفتن اين برنامه‌ها به‌صورت يك برنامه و تركيبي از برنامه‌ها در صنعت ساخت تجهيزات پزشكي و دارويي است تا به مدد آن بهترين برنامه‌يا تركيبي از بهترين برنامه‌ها براي شركت آرتين طب پليمر جهت توسعه عملكرد زيست‌محيطي تأمين‌كنندگان انتخاب شود. روش پژوهش توصيفي و ازنظر هدف كاربردي است. در اين راستا با بررسي عميق تحقيقات پيشين، برنامه‌هاي توسعه تأمين‌كنندگان زيست‌محيطي استخراج و پس از مشورت با خبرگان و با توجه به مربوط بودن برنامه‌ها نسبت به مطالعه‌ي موردي، كاربردي بودن برنامه‌ها و توجه كردن به نوع تأمين‌كنندگان و قابليت‌هاي موجود در آن‌ها شش برنامه انتخاب شد و سپس اين برنامه‌ها و تلفيقي از آن‌ها در قالب پرسشنامه‌اي درآمده و از طريق خبرگان صنعت مورد قضاوت قرار گرفت. نتايج نشان مي‌دهند كه استفاده تلفيقي از برنامه‌ها به‌طور مؤثري به مديران در انتخاب تصميمات استراتژيك و شدني‌تر كمك خواهد كرد. در اين پايان‌نامه ابتدا از روش ديمتل فازي براي ساختاردهي به برنامه‌ها، به دست آوردن وابستگي‌هاي داخلي و بيروني و وزن دهي به كلاسترها استفاده شد و سپس به كمك روش ANP اين برنامه‌ها اولويت‌بندي شدند.
  • تاريخ ورود اطلاعات
    1396/03/08
  • تاريخ بهره برداري
    9/21/2017 12:00:00 AM
  • دانشجوي وارد كننده اطلاعات

    سعيد نجفي

  • چكيده به لاتين
    By increasing the effects of different industries on local, regional and global environments and increasing the pressure of government and market. The companies are considering more attention on greening their supply chain through using green supplier development programs. There have been lots of researches to find inner dependencies between supply chain management and suppliers performance in recent years. Most of these performances is reachable by involving suppliers on green supplier development programs. But in the literature there is a little focus on these programs. Also, transferring and sharing information is one of the precious factors in green supplier development programs on which there are no consensus and with an insignificant attention in the related literature. Further, organizations have been facing a more scarcity in terms of formal models and tools by which they can handle their affairs. There are no consensus with an insignificant attention in the related literature. In order to complete this gap, we introduce a new approach based on combination of fuzzy DEMATEL and ANP. In this thesis, DEMATEL method is used to structuring programs, handling inner and outer dependencies, and for weighting of clusters and then ANP is used to prioritize the programs. This thesis has the aim to identify and prioritize green supplier development programs in case study of Artin Teb Polymer Company. The research method is descriptive and the research objective is practical. To achieve such a purpose, firstly, a comprehensive review has been taken placed on the literature of green supplier development programs. Secondly, we have selected six programs by consultation with experts, based on their relations with the case study, their practicability and the attentions they have paid on the types and capabilities of the suppliers. At third, the questionnaire is designed with these programs and their combination which is judged by experts of the industry afterwards. The results demonstrate that implementation of mixed programs effectively helps managers to get strategic and more feasible decisions.