شماره ركورد
22723
پديد آورنده
سعيد باقرزاده
عنوان
سازگاري با تغيير اقليم در حوضه رودخانه هاي فرامرزي؛ مطالعه موردي: رودخانه هيرمند
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
مهندسي آب - مديريت منابع آب
سال تحصيل
1395
تاريخ دفاع
1398/09/04
استاد راهنما
دكتر ابراهيم جباري - دكتر حجت ميان آبادي
دانشكده
عمران
چكيده
سيستم هاي آبي در زمره سيستم هاي درهمتنيده انساني-طبيعي قرار مي گيرند. در سال هاي اخير و با بهبود درك جوامع از چنين سيستم هايي، محققين به اين نتيجه رسيدند كه مطالعه و مواجهه با چنين سيستم هايي نيازمند رويكردهاي كلي نگر و چند رشته اي بوده و رويكردهاي سنتي و تك رشته اي، كه اغلب ديدگاهي صرفا فني و مهندسي به مسائل دارند در مواجهه با اين سيستم ها ناكارآمد بوده و بعضا عواقب جبران ناپذيري را به دنبال دارند. تعاملات پويا و غيرخطي باعث شده است كه تغييرپذيري و عدم قطعيت جزئي از ذات اين سيستم ها شود. تغييراتي مانند تغيير اقليم، افزايش جمعيت، تغيير در مناسبات سياسي و ... همگي لزوم پرداختن به مباحث سازگاري در مديريت منابع آب را بيش از پيش نمايان مي سازند. سازگاري موفق با چنين تغييراتي مستلزم آن است كه انسان پيش فرض خود مبني بر دانش كامل(و يا كافي) و يا به بياني ديگر قابل پيش بيني بودن آينده چنين سيستم هايي را به چالش كشيده و رويكردي اتّخاذ كند كه به مرور زمان به افزايش دانش و يادگيري در مورد چنين سيستم هايي بيانجامد. يكي از رويكردهايي كه در علم مديريت براي اين منظور پيشنهاد شده رويكرد مديريت سازگار است. رويكرد مديريت سازگار با تأكيدي كه بر روي يادگيري دارد، مي تواند ظرفيت سيستم هاي آبي را براي مواجهه با درهم تنيدگي ها و عدم قطعيت ها افزايش دهد. از سويي ديگر، منابع آب فرامرزي حدود نيمي از منابع آب جهان را تشكيل مي دهند، از اين رو از اهميت ويژه اي در مباحث مديريت منابع آب برخوردار هستند. البته ماهيّت فرامرزي اين منابع، بر درهم تنيدگي آنها افزوده و مديريت چنين سيستم هايي را با چالش هاي اساسي مواجه مي سازد. رود هيرمند نيز از جمله اين منابع است كه بين دو كشور ايران و افغانستان مشترك است. اين رودخانه از اهميت ويژه اي براي هر دو كشور برخوردار بوده و از ديرباز مباحث فراواني پيرامون آن در مجامع علمي و البته سياسي مطرح بوده است. مطالعه حاضر با روش تحقيق كتابخانه اي و توصيفي، در ابتدا به بررسي و واكاوي مفاهيمي مانند سازگاري، ظرفيت سازگاري و مديريت سازگار مي پردازد كه در مطالعات داخل كشور كمتر از مباحث ديگر مورد توجه قرار گرفته است. سپس سعي در ارائه چارچوبي قابل اجرا براي مديريت سازگار حوضه رودخانه ي فرامرزي هيرمند دارد. چارچوب مورد نظر از 8 گام تشكيل مي شود: 1- ابتدا عدم قطعيت هاي مختلف موجود حوضه شناسايي و بررسي شدند؛ 2- سپس ذي مدخلان مديريت منابع آب حوضه و همكاري ها و هماهنگي هاي افقي و عمودي ميان آنها مورد بررسي قرار گرفت؛ 3- در گام سوم فرايند حقيقت يابي مشترك كه روشي براي مشاركت ذي مدخلان است، براي حوضه تشريح شد؛ 4- در گام چهارم شناسايي اهداف مديريت منابع آب در حوضه (كه امري ضروري براي تسهيل يادگيري است) صورت گرفت؛ 5- سپس اقدامات مديريتي (رويكردهاي حركت به سمت اهداف مديريتي) توسط سه ضلع حكمراني يعني دولت، مردم و خبرگان مورد بررسي قرار گرفت؛ 6- سپس سيستم پايش، كه از مباني اصلي مديريت سازگار به شمار مي رود، جهت ارزيابي اين اقدامات طرح شد؛ 7- در گام هفتم مباني و مفاهيم تاثيرگذار در بحث يادگيري در حوضه مورد تحليل و بررسي قرار گرفت؛ 8- و در نهايت ساز و كار تعديل تنظيم در اقدامات مورد واكاوي قرار گرفتند. در حالت كلي مي توان نتيجه گرفت كه حوضه آبريز رودخانه هيرمند از نقطه نظر سازگاري با تغييرات اقليمي، در وضعيت مناسبي قرار نداشته و اقدامات اساسي جهت افزايش ظرفيت سازگاري اين حوضه مورد نياز است.
تاريخ ورود اطلاعات
1399/07/28
عنوان به انگليسي
Climate Change Adaptation in Transboundary River Basins; Case Study: Hirmand/Helmand
تاريخ بهره برداري
11/25/2019 12:00:00 AM
دانشجوي وارد كننده اطلاعات
سعيد باقرزاده
چكيده به لاتين
Water systems fall in category of complex and human-natural systems. In recent years and with
increasing understanding of such systems, scholars figured out that to be able to study and deal
with these systems, holistic and multi-disciplinary approaches are needed. Traditional and single
disciplinary approaches which see issues and problems through pure engineering and
technological lens, are insufficient in case of dealing with such systems and even can lead to
irreversible consequences. Due to dynamic and non-linear interactions in these systems, changes
and uncertainties are inherent; Changes like climate change, population growth, changes in
political relations, reveal the necessity of paying more attention to adaptation in water resources
management debate. Successful adaptation to these change requires that humans challenge their
“complete (or sufficient) knowledge” presumption and adopt approaches that lead to learning and
enhancing our understanding of these systems. One of the approaches that has been proposed to
do so, is Adaptive Management. Adaptive Management can increase the capacity of water
systems to deal with uncertainties and complexities by its emphasis on learning. On the other
hand, transboundary water resources account for almost half of earth’s freshwater flow, thus play
a great role in water management debate. Indeed, their transboundary nature adds to their
complexity and makes management of these water resources much more challenging. Hirmand
river is one of these water resources that is shared between Iran and Afghanistan. Due to its
extreme importance to both sides, it has been source of conflict and argue in scientific and
political debate. The present study, uses library research and descriptive method to investigate
the concepts of Adaptation, Adaptive Capacity and Adaptive Management and then tries to offer a
practicable framework for Adaptive Management in Hirmand basin. The stepwise framework in
composed of 8 steps, including: 1- Identification of uncertainties in the basin; 2- Identification of
stakeholders in the basin and assessing the horizontal cooperation and vertical coordination
among them; 3- Proposing a Joint Fact-Finding process for stakeholder participation; 4-
Identification of management objectives (which are essential in terms of learning); 5-
Identification of management alternatives and framework for prioritizing them; 6- Proposing a
monitoring system design for evaluating outcomes of the implemented actions; 7- Assessing the
conditions of Learning the basin and factor influencing it; 8- proposing Adaptive Pathways to
review and revision in action. Generally speaking, the conditions in the basin are in no favor of
enabling adaptation to climate change at all and requires serious and immediate actions.